حکمت خداوندی و کارهای ما!

یکی گفت قبول دارید هیچ کار خدا بی حکمت نیست؟ گفتم از کجا بدونیم کار خدا هست که با خودمون بگیم حکمتی بوده‌؟! من اعتقاد دارم هیچ اتفاق و مصیبت و رنجی در کار خدا نیست؟ شادی‌های پاک ما حکمت خدا هست، ولی تمام رنج‌ها منشا بشری دارد . پس نمی‌پذیرم حکمت خدابوده. نظرشما چیه...و یک مثال نقص بیارین؟!

*************
تا زنده‌ایم، مصیبت و رنج هست، حتی برای پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین، فاطمه الزهراء و سایر معصومان علیهم السلام، چنان که تا زنده‌ایم، راه رشد، کمال و رسیدن به فلاح باز است؛ اما اگر دقت کنیم، در این خلط مبحث، بحث بر سر «منشاء اثر» است، نه بازتاب اعمال!

البته که نامطلوب‌های مضرّ، همه بازتاب اعمال بشر به خودش و جامعه‌اش می‌باشد، اما بدان معنا نیست که در عالمَ هستی، دو یا چند منشأ اثر وجود دارد، چرا که آدمی خودش نیز قائم به خودش و رب العالمین نمی‌باشد، بلکه همه نقش وسیله را ایفا می‌کنند و منشأ اثر اوست.

پس، نیازی به مثال نقیض نیست، چرا که هر دو معنا درست است و در قرآن کریم، به هر دو تصریح شده است؛ منتهی وقتی ذهن چگونگی و رابطه را ندانست، دچار خلط مبحث می‌گردد و چه بسا خودآگاه یا ناخودآگاه، به اندیشه و باور غلط دو یا چند مبدأیی (خدایی) کشانده شود!

الف – این که "هیچ کار خدا بی‌حکمت نیست"، به خودی خود تفکیک کننده‌ی فاعل شادی‌های پاک یا متقابلاً رنج‌ها و مصیبت‌ها نمی‌باشد، بلکه فقط تصریح دارد به این که «خداوند متعال، علیم و حکیم است، و بالتبع هیچ فعل او، بدون حکمت نمی‌باشد». پس، چه نعمتی شادی‌افزا را اعطا نماید و چه از اعطای آن امساک نماید و بالتبع درد و رنجی افزون گردد، هر دو فعل او و حکیمانه می‌باشد؛ چنان که چه جانی بدهد (پدر و مادر و خانواده‌هایی را شاد کند) و چه جانی را بستاند (بازماندگان و دیگران و حتی جامعه‌ای را مصیبت زده نماید) هر دو فعل او و حکیمانه است:

« مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » (فاطر، 2)

ترجمه: هر رحمتی را خدا به روی مردم بگشاید، کسی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد؛ و هر چه را امساک کند، کسی غیر از او قادر به فرستادن آن نیست؛ و او عزیز و حکیم است!

ب – البته که از "هستی، کمال و خیر محض"، به جز "خیر" صادر نمی‌گردد، لذا در قرآن کریم تصریح نمود که "مصیبت‌ها" از خودتان است، اما "از خودتان است" به معنای قایل شدن به منشأ اثری به غیر از خداوند متعال نمی‌باشد.

« وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ » (الشوری، 30)

ترجمه: و هر [گونه‌] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسيارى درمى‌گذرد.

توضیح آیه این است که چون خداوند متعال حکیم است، نظام خلقت و هدایت او نیز حکیمانه است، پس هر فعلی، حتماً انفعالی دارد، هر کاری اثر است و تأثیری دارد، و اثر هر فعلی که از ما صادر می‌شود، به خودمان بر می‌گردد، چه در دنیا و چه در آخرت (اگر چه ممکن است صورت بازگشتش در این دنیا را نفهمیم)، اما همه کار خداوند حکیم است. اما خداوند متعال بسیاری از گناهان را می‌بخشد تا عقوبت آن دامن‌گیر نگردد و برخی از آثار گناهان را نیز در همین دنیا مترتب می‌نماید، تا بفهمیم کار حکیمانه است، پس یقیناً معادی در پیش می‌باشد.

دو خدا نداریم:

در این که خداوند متعال حکیم است، تردیدی وجود ندارد، هم چنان که تردیدی در بروز و ظهور مشکلات به خاطر عملکردهای نادرست خودمان وجود ندارد، اما عالَم هستی، دو خالق، دو مالک و دو یا چند ربّ ندارد که به «خیر و شرّ» تقسیم شوند و برای هر کدام خالق، مالک و ربّی در نظر گرفته شود! اگر چنین بود که انسان کاری می‌کرد که از عمل شرش، نصیب خیر ببرد!

کلمه‌ی حق، اراده‌ی باطل:

دقت کنیم که گاه دچار « كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ – گفتن کلمه‌ی حق و اراده‌ی باطل از آن / نهج البلاغه، خطبه 40 » می‌گردیم. ابتدا به آیات قرآن کریم و براهین عقلی استناد می‌کنند و می‌گویند: از خداوند سبحان، «جز خیر صادر نمی‌شود – هر شری از عملکرد انسان می‌باشد»، سپس قایل به دو یا چند خدا و ربّ (صاحب اختیار و تربیت کننده‌ی امور) می‌گردند و جالب آن که "حکمت خدا را به بهانه‌ی خیر بودن او، تکذیب و انکار می‌کنند"! حال آن که اصابت مصیبت‌های ناخوشایند و یا حتی گمراه کننده نیز از اوست، اگر چه اثر عمل خودمان می‌باشد.

بازتاب‌ها نیز کار خداست:

فعال ما یشآء، اوست، خالق هستی و نظام حکیمانه‌ی حاکم بر آن و نیز نظام هدایت منطبق بر آن نیز خود اوست. اثر روشنایی و حرارات را او به خورشید (یا آتش) داده است، چنان که لطافت پوست و گوشت دست انسان را نیز او آفریده است، و قانون سوخته شدن پوست و گوشت، به هنگام نزدیک شدن به آتش را نیز او وضع نموده است ... و هم چنین عقل و اختیار و اراده را برای پرهیز از خود سوزی یا انداختن خود در آتش را نیز او اعطا نموده است و نتیجه هر کدام را نیز او مترتب می‌نماید، چنان که تعلیم و تربیت و هدایت نیز از اوست.

همه مصیبت‌ها بد و شرّ نیستند:

مصیبت، یعنی آن چه به انسان اصابت می‌کند و یا انسان به آن مواجه می‌گردد و بیشتر به ناخوشایندها "مصیبت" می‌گویند. اما، هر مصیبتی که بد و شر نیست، دنیا دار گذر و فناست، لذا تمامی خوشی‌های معنوی و مادی در آن نیز همراه با ناخوشی‌ها و غصه‌ها و دردها و الم‌ها می‌باشد.

گاهی مصیبت، معلول عملکرد خودمان می‌باشد، حال خواه مقصر شخص خود ما باشیم و یا آثار تقصیر دیگران بر ما مترتب گردد. مثل این که شخص خودش بی‌تدبیری یا ظلم نماید، و یا دیگران بی‌تدبیری و ظلم نمایند و آثارش فراگیر شود.

تمامی پیامبران الهی، از سوی مردمان جاهل و متکبر، اذیب شدند، آیا خودشان تقصیری داشتند؟! یازده امام علیهم السلام را ترور کرده و با بدترین آزارها به شهادت رساندند، آیا خودشان مقصر بودند؟! و همین‌طور است آزار و اذیتی که مردمان جهان از استبداد و استکبار جهانی می‌کشند.

متقابلاً برخی از سختی‌هایی که بر انسان مترتب می‌گردد، لازمه‌ی رشد و کمال اوست.

خداوند متعال فرمود: « وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ - قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مال‌ها و جان‌ها و میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم؛ و بشارت ده به استقامت‌کنندگان! / البقره، 155».

آیا این بد و شرّ است؟! خیر، برای ساخته و پخته شدن انسان است، برای خوب امتحان دادن و به مراتب بالاتر رفتن انسان است، برای صابر و مقاوم شدن انسان است، لذا فرمود: « وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ».

●- اما شرور، معلول علمکرد سوء انسان است. اگر کسی ظرف خوراکی را روی حرارتی قرار داد تا خوب پخته شود، اما بعد به دلیل توجه به غیر، از آن غافل شد، خوراکش می‌سوزد. هم چنین گاه کسی به خاطر حرص مال، خوراک مسموم شده را به دیگران می‌فروشد و سبب مسمومیت و یا حتی مرگ دیگران (ظلم به دیگران) می‌گردد ...؛ تمامی اعمال ما همین‌طور هستند.

فاعل خداست:

اما، "فاعل" خداست. او خواسته است که "توجه" با نتایجش باشد و "غفلت" با نتایجش باشد و انسان بتواند هم متذکر و متوجه باشد و هم فراموشکار و غافل.

بی‌تردید «لا حول و لا قوة الاّ بالله»؛ و هیچ کس از خودش حول و قوه‌ای ندارد که بتواند کاری کند. اگر آدمی بنابر داده‌های خداوند حکیم، راه خیر و صواب را "اراده" نمود، اوست که هدایت می‌کند و ثواب هم می‌دهد. کسی نمی‌تواند با ایمان و عباداتش خودش را از ظلمات خارج کرده و به سوی نور ببرد، لذا فرمود: اوست که مؤمنان را از ظلمات به نور می‌برد « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ / البقره، 257» - و اگر کسی با همین داده‌ها، مسیر باطل را انتخاب نمود، اوست که او را به سوی همان باطلی که انتخاب نموده، سوق می‌دهد، لذا فرمود: « يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ / النّحل، 93».

●- پس، اگر او بخواهد، آتش می‌سوزاند، طبیعتش این است؛ و اگر نخواهد، آتش (برای ابراهیم علیه السلام) سرد و سلام می‌گردد – اگر او بخواهد، چوب خشک مصرف زیادی ندارد و در نهایت عصای دست می‌شود؛ و اگر او بخواهد، همان عصا ماری زنده می‌شود و سبب هدایت برخی و گمراه‌تر شدن گمراهان عنود و لجوج می‌گردد. چنان که فرمود حتی قرآن کریم نیز برخی را هدایت می‌کند و سبب خسران برخی دیگر (ظالمان) می‌گردد.

●●●- تمامی نظام خلقت، نظام هدایت، افعال و آثار، همه و همه حکیمانه می‌باشند؛ پس اگر گفته شود: «هدایت مؤمن، و گمراهی کافر»، هر دو فعل خداست و بالتبع هر دو حکیمانه است، هیچ منافاتی ندارند که جای قبول یکی و انکار دیگری گردد و اندیشه به «دو یا چند خدایی» سوق داده شود.

●●●- برخی گمان دارند که وقتی گفته شد «فعل خداست»، یعنی نوعی جبر حاکم شده است! اما توجه ندارند که "اختیار، اراده و حق انتخاب انسان" نیز فعل حکیمانه‌ی خداوند سبحان می‌باشد.

اراده، ظهور و اثر:

او به انسان، در برخی از موارد، "اراده‌ی انتخاب" داده است، اما به هیچ وجه اراده و توان خلقت، هدایت و اثر نداده است، نه در امور مادی و نه در امور معنوی. نه کسی می‌تواند اسید بنوشد تا اثر آب گوارا بر بدنش داشته باشد، نه کسی می‌تواند دیگری را هدایت یا گمراه نماید؛ بلکه هر کسی فقط اراده می‌کند و بر اساس اراده‌ی خود، از آن چه پیش روی دارد، گزینه‌ای را انتخاب می‌کند و فاعل خداوند حکیم است. لذا فرمود: بهشت را جای کسانی قرار داده‌ام که "اراده"ی برتری جویی و فساد نمی‌کنند:

« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » (القصص، 83)

ترجمه: (آری،) این سرای آخرت است و آن را (تنها) برای کسانی قرارمی‌دهیم که اراده برتری‌جویی در زمین و فساد را ندارند؛ و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است!

صورت و روح اعمال:

گاهی صورت اعمال شبیه به هم هستند، لذا اگر روح اعمال در نظر گرفته نشود، ظاهر اعمال هیچ فرقی با هم ندارند. ظاهر نماز قربة الی الله، با ظاهر نماز ریایی، شکل هم هستند – چنان که ظاهر جهاد فی سبیل الله با جهاد فی سبیل الطاغوت، فرقی با هم ندارند، هر دو می‌جنگند! اما به رغم ظاهر مشابه، اثر متفاوت دارند، یکی آدمی را تا عرش می‌برد و دیگری سبب هبوط و سقوط انسان به قعر جهنم می‌گردد. حال چه کسی آن عمل را حسنه و این یکی را سیئه قرار داده و آثارش را مترتب می‌نماید.

بنابراین، اگر روح اعمال در صراط مستقیم نبود، اوست که آثار سوءاش را در دنیا و آخرت به خودمان بر می‌گرداند، چنان که اگر در صراط بود، آثار مثبت و خوشایندش را شامل خودمان می‌گرداند و هر دو فعل حکیمانه‌ی اوست.

ذلت‌ها:

اگر سعادت‌ها از خداوند حکیم است، ذلت‌ها نیز از اوست. اگر مؤمن، خداوند را بندگی می‌کند تا عزیز (نفوذ ناپذیر) گردد، کافر نیز به گمان عزیز شدن، گوساله ساز و گوساله‌اش را می‌پرستد؛ پس هر دو یک هدف دارند و هر دو معبودی را می‌پرستند؛ حال آن کیست که اولی را عزیز و دومی را ذلیل می‌گرداند؟! پس فعل حکیمانه‌ی اوست:

« إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ » (الأعراف، 152)

ترجمه: آرى، كسانى كه گوساله را [به پرستش‌] گرفتند، به زودى خشمى از پروردگارشان و ذلّتى در زندگى دنيا به ايشان خواهد رسيد؛ و ما اين گونه، دروغ‌پردازان را كيفر مى‌دهيم.

مصیبت‌های ناخوشایند، که همه آثار اعمال خودمان می‌باشند کدامند و چه کسی اذن می‌دهد تا انسان با آنها مواجه شده و گرفتارشان گردد؟

آیا « لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ - در اين دنيا ايشان را خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است / البقره، 114» مصیبت و کار خدا نیست؟ آیا « لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا » مصیبت و کار خدا نیست؟ « يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ » چگونه محقق می‌گردد؟! آیا همه فعل خداوند سبحان و حکیم نمی‌باشد؟!
/ 1 نظر / 83 بازدید